ص‌ ـ  يك‌ مرتبة‌ ديگر در خاتمة‌ اين‌ وصيتنامه‌، به‌ ملت‌ شريف‌ ايران‌ وصيت‌ مي‌كنم‌ كه‌ در جهان‌ حجم‌ تحمل‌ زحمتها و رنجها و فداكاريها و جان‌نثاريها و محروميتها مناسب‌ حجم‌ بزرگي‌ مقصود و ارزشمندي‌ و علوّ رتبة‌ آن‌ است‌، آنچه‌ كه‌ شما ملت‌ شريف‌ و مجاهد براي‌ آن‌ بپاخاستيد و دنبال‌ مي‌كنيد و براي‌ آن‌ جان‌ و مال‌ نثار كرده‌ و مي‌كنيد، والاترين‌ و بالاترين‌ و ارزشمندترين‌ مقصدي‌ است‌ و مقصودي‌ است‌ كه‌ از صدر عالم‌ در ازل‌ و از پس‌ اين‌ جهان‌ تا ابد عرضه‌ شده‌ است‌ و خواهد شد؛ و آن‌ مكتب‌ الوهيت‌ به‌ معني‌ وسيع‌ آن‌ و ايدة‌ توحيد با ابعاد رفيع‌ آن‌ است‌ كه‌ اساس‌ خلقت‌ و غايت‌ آن‌ در پهناور وجود و در درجات‌ و مراتب‌ غيب‌ و شهود است‌؛ و آن‌ در مكتب‌ محمدي‌ ـ صلي‌ الله عليه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ به‌ تمام‌ معني‌ و درجات‌ و ابعاد متجلي‌ شده‌؛ و كوشش‌ تمام‌ انبياي‌    عظام‌
 ـ عليهم‌ سلام‌الله ـ و اولياي‌    معظم‌ ـ سلام‌ الله عليهم‌ ـ براي‌ تحقق‌ آن‌ بوده‌ و راهيابي‌ به‌ كمال‌ مطلق‌ و جلال‌ و جمال‌ بي‌نهايت‌ جز با آن‌ ميسر نگردد. آن‌ است‌ كه‌ خاكيان‌ را بر ملكوتيان‌ و برتر از آنان‌ شرافت‌ داده‌، و آنچه‌ براي‌ خاكيان‌ از سير در آن‌ حاصل‌ مي‌شود براي‌ هيچ‌ موجودي‌ در سراسر خلقت‌ در سرّ و عَلن‌ حاصل‌ نشود.

                 شما اي‌ ملت‌ مجاهد، در زير پرچمي‌ مي‌رويد كه‌ در سراسر جهان‌ مادي‌ و معنوي‌ در اهتزاز است‌، بيابيد آن‌ را يا نيابيد، شما راهي‌ را مي‌رويد كه‌ تنها راه‌ تمام‌ انبيا ـ عليهم‌ سلام‌الله ـ و يكتا راه‌ سعادت‌ مطلق‌ است‌. در اين‌ انگيزه‌ است‌ كه‌ همة‌ اوليا شهادت‌ را در راه‌ آن‌ به‌ آغوش‌ مي‌كشند و مرگ‌ سرخ‌ را «احلي‌ من‌ العسل‌»   مي‌دانند؛ و جوانان‌ شما در جبهه‌ها جرعه‌اي‌ از آن‌ را نوشيده‌ و به‌ وجد آمده‌اند و در مادران‌ و خواهران‌ و پدران‌ و برادران‌ آنان‌ جلوه‌ نموده‌ و ما بايد بحق‌ بگوييم‌  يا ليتنا كنّا معكم‌ فنفوز فوزاً عظيماً .   گوارا باد بر آنان‌ آن‌ نسيم‌ دل‌آرا و آن‌ جلوة‌ شورانگيز.

                 و بايد بدانيم‌ كه‌ طرفي‌ از اين‌ جلوه‌ در كشتزارهاي‌ سوزان‌ و در كارخانه‌هاي‌ توانفرسا و در كارگاهها و در مراكز صنعت‌ و اختراع‌ و ابداع‌، و در ملت‌ به‌ طور اكثريت‌ در بازارها و خيابانها و روستاها و همة‌ كساني‌ كه‌ متصدي‌ اين‌ امور براي‌ اسلام‌ و جمهوري‌ اسلامي‌ و پيشرفت‌ و خودكفايي‌ كشور به‌ خدمتي‌ اشتغال‌ دارند جلوه‌گر است‌.

                 و تا اين‌ روح‌ تعاون‌ و تعهد در جامعه‌ برقرار است‌ كشور عزيز از آسيب‌ دهر ان‌شا ء الله تعالي‌ مصون‌ است‌. و بحمدالله تعالي‌ حوزه‌هاي‌ علميه‌ و دانشگاهها و جوانانِ عزيز مراكز علم‌ و تربيت‌ از اين‌ نفخة‌ الهي‌ غيبي‌ برخوردارند؛ و اين‌ مراكز دربست‌ در اختيار آنان‌ است‌، و به‌ اميد خدا دست‌ تبهكاران‌ و منحرفان‌ از آنها كوتاه‌.

                 و وصيت‌ من‌ به‌ همه‌ آن‌ است‌ كه‌ با ياد خداي‌ متعال‌ به‌ سوي‌ خودشناسي‌ و خودكفايي‌ و استقلال‌، با همة‌ ابعادش‌ به‌ پيش‌، و بي‌ترديد دست‌ خدا با شما است‌، اگر شما در خدمت‌ او باشيد و براي‌ ترقي‌ و تعالي‌ كشور اسلامي‌ به‌ روح‌ تعاون‌ ادامه‌ دهيد. 

                 و اينجانب‌ با آنچه‌ در ملت‌ عزيز از بيداري‌ و هوشياري‌ و تعهد و فداكاري‌ و روح‌ مقاومت‌ و صلابت‌ در راه‌ حق‌ مي‌بينم‌ و اميد آن‌ دارم‌ كه‌ به‌ فضل‌ خداوند متعال‌ اين‌ معاني‌ انساني‌ به‌ اعقاب‌ ملت‌ منتقل‌ شود و نسلاً بعد نسل‌ بر آن‌ افزوده‌ گردد.

                 با دلي‌ آرام‌ و قلبي‌ مطمئن‌ و روحي‌ شاد و ضميري‌ اميدوار به‌ فضل‌ خدا از خدمت‌ خواهران‌ و برادران‌ مرخص‌، و به‌ سوي‌ جايگاه‌ ابدي‌ سفر مي‌كنم‌. و به‌ دعاي‌ خير شما احتياج‌ مبرم‌ دارم‌. و از خداي‌ رحمان‌ و رحيم‌ مي‌خواهم‌ كه‌ عذرم‌ را در كوتاهي‌ خدمت‌ و قصور و تقصير بپذيرد.

                 و از ملت‌ اميدوارم‌ كه‌ عذرم‌ را در كوتاهيها و قصور و تقصيرها بپذيرند. و با قدرت‌ و تصميم‌ اراده‌ به‌ پيش‌ روند و بدانند كه‌ با رفتن‌ يك‌ خدمتگزار در
 سدّ آهنين‌ ملت‌ خللي‌ حاصل‌ نخواهد شد كه‌ خدمتگزاران‌ بالا و والاتر در خدمتند، والله نگهدار اين‌ ملت‌ و مظلومان‌ جهان‌ است‌.

 والسلام‌ عليكم‌ و علي‌ عبادالله الصالحين‌ و رحمة‌الله و بركاته‌

 26 بهمن‌ 1361 / 1 جمادي‌ الاولي‌ 1403

 روح‌الله الموسوي‌ الخميني‌